پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

moon

قمر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قمر
  • ماه

معنی و کاربرد

  1. قمر

    noun — اسم
    English meaning

    The natural satellite that orbits the Earth and shines at night.

    جرم آسمانی شب‌تاب

    • The moon rose above the hills.

      قمر بالای تپه‌ها برآمد.

    • The moon was full last night.

      دیشب قمر کامل بود.

    • Light from the moon lit the path.

      نور قمر راه را روشن کرد.

شکل‌های واژه

plural
moons

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • satellite
  • lunar body

متضادها (انگلیسی)

  • sun

ترکیب‌های رایج

  • full moon
  • new moon
  • moon light

یادداشت کاربرد

قمر معادل ادبی و رسمی ماه آسمان است.

واژه‌های مرتبط