انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
morsel
مسکه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسکه
- لقمه
- تکه
معنی و کاربرد
مسکه
noun — اسمEnglish meaningA small piece or quantity of food.
تکهای کوچک از غذا
He ate every morsel on his plate.
او هر لقمهای را در بشقابش خورد.
She gave the bird a morsel of bread.
او تکهای نان به پرنده داد.
شکلهای واژه
- plural
- morsels
هممعنیها (انگلیسی)
- bite
- piece
ترکیبهای رایج
- a tasty morsel
- small morsel