انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
motionless
بیجنبش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیجنبش
- بیحرکت
- ساکن
معنی و کاربرد
بیجنبش
adjective — صفتEnglish meaningNot moving; still.
بدون حرکت و جنبش
The cat sat motionless.
گربه بیحرکت نشست.
He stood motionless in surprise.
او از شگفتی بیحرکت ایستاد.
هممعنیها (انگلیسی)
- still
- immobile
- stationary
متضادها (انگلیسی)
- moving
- active
ترکیبهای رایج
- stand motionless
واژههای مرتبط
- still