انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
mounted
سواره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سواره
- سوار
معنی و کاربرد
سواره
adjective — صفتEnglish meaningRiding on a horse or vehicle; placed on a support.
سوار بر اسب یا مرکب
The mounted soldiers advanced.
سربازان سواره پیش رفتند.
The mounted police patrolled the square.
پلیس سواره میدان را گشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- riding
- on horseback
متضادها (انگلیسی)
- on foot
ترکیبهای رایج
- mounted police
واژههای مرتبط
- ride