انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
movement
حرکت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حرکت
- جنبش
- تکان
معنی و کاربرد
حرکت
noun — اسمEnglish meaningThe act or process of moving; a change of position or place.
جابهجایی یا جنبیدن چیزی
The movement of the train woke me.
حرکت قطار بیدارم کرد.
There was little movement in the market.
حرکت کمی در بازار بود.
شکلهای واژه
- verb
- move
هممعنیها (انگلیسی)
- motion
- shift
- activity
متضادها (انگلیسی)
- stillness
- rest
ترکیبهای رایج
- freedom of movement
- sudden movement
یادداشت کاربرد
حرکت در معنای اجتماعی بهمعنای جنبش (movement) نیز هست.