انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
muddy
گلی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گلی
- گلآلود
معنی و کاربرد
گلی
adjective — صفتEnglish meaningCovered with or full of mud; like mud.
وضعیت
His shoes were muddy.
کفشهایش گلی بود.
The road became muddy after the rain.
جاده پس از باران گلی شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- muddy
- mud-caked
- clayey
متضادها (انگلیسی)
- clean
ترکیبهای رایج
- muddy water
- muddy road
واژههای مرتبط
- گل