پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

music

موسیقی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موسیقی

معنی و کاربرد

  1. موسیقی

    noun — اسم
    English meaning

    Vocal or instrumental sounds combined to produce harmony.

    هنر

    • She listens to music every day.

      او هر روز موسیقی گوش می‌دهد.

    • Classical music calms me.

      موسیقی کلاسیک مرا آرام می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • music
  • melody

متضادها (انگلیسی)

  • silence

ترکیب‌های رایج

  • classical music
  • listen to music