انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
mustache
سبیل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سبیل
- بروت
معنی و کاربرد
سبیل
noun — اسمEnglish meaningHair that grows on the upper lip of a man.
موی روی لب بالا
He has a thick mustache.
او سبیل پرپشتی دارد.
The old man stroked his mustache.
پیرمرد سبیلش را نوازش کرد.
He shaved off his mustache.
او سبیلش را تراشید.
وسیله
noun — اسمEnglish meaningA means or way by which something is done (used in the phrase "by means of").
در ترکیب «به سبیل» به معنای به وسیلهٔ
He succeeded by means of hard work.
او به سبیل تلاش سخت موفق شد.
They found a means to escape.
آنها وسیلهای برای گریز یافتند.
شکلهای واژه
- plural
- mustaches
هممعنیها (انگلیسی)
- moustache
- means
ترکیبهای رایج
- thick mustache
- by means of
یادداشت کاربرد
سبیل در معنای اصلی موی لب بالاست و در ترکیب «به سبیل» به معنای به وسیلهٔ.