انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
mutual
متقابل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متقابل
- دوجانبه
- همسویه
معنی و کاربرد
متقابل
adjective — صفتEnglish meaningExperienced or done by each toward the other; reciprocal.
دوجانبه و از هر دو طرف
They have mutual respect.
آنها احترام متقابل دارند.
The agreement was based on mutual benefit.
این توافق بر پایه سود متقابل بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- reciprocal
- shared
- joint
متضادها (انگلیسی)
- one-sided
- unilateral
ترکیبهای رایج
- mutual respect
- mutual benefit
واژههای مرتبط
- mutuality