انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
naked
برهنه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برهنه
- لخت
- عریان
معنی و کاربرد
برهنه
adjective — صفتEnglish meaningWithout clothes; bare or uncovered.
بیپوشش
The child ran naked on the beach.
کودک برهنه در ساحل میدوید.
The walls were bare and plain.
دیوارها برهنه و بیپیرایه بودند.
شکلهای واژه
- adverb
- برهنهوار
هممعنیها (انگلیسی)
- bare
- nude
- uncovered
متضادها (انگلیسی)
- clothed
- covered
ترکیبهای رایج
- bare feet
- naked eye
یادداشت کاربرد
برهنه هم برای بدن و هم به معنای مجازی «بیپیرایه» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- لخت
- عریان