پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

naked

برهنه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برهنه
  • لخت
  • عریان

معنی و کاربرد

  1. برهنه

    adjective — صفت
    English meaning

    Without clothes; bare or uncovered.

    بی‌پوشش

    • The child ran naked on the beach.

      کودک برهنه در ساحل می‌دوید.

    • The walls were bare and plain.

      دیوارها برهنه و بی‌پیرایه بودند.

شکل‌های واژه

adverb
برهنه‌وار

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bare
  • nude
  • uncovered

متضادها (انگلیسی)

  • clothed
  • covered

ترکیب‌های رایج

  • bare feet
  • naked eye

یادداشت کاربرد

برهنه هم برای بدن و هم به معنای مجازی «بی‌پیرایه» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • لخت
  • عریان