انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
naked
عریان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عریان
- برهنه
معنی و کاربرد
عریان
adjective — صفتEnglish meaningHaving no clothes on; bare.
بدون پوشش و برهنه
The child ran naked on the beach.
کودک برهنه در ساحل دوید.
You cannot see it with the naked eye.
نمیتوانی آن را با چشم عریان ببینی.
هممعنیها (انگلیسی)
- bare
- nude
متضادها (انگلیسی)
- clothed
ترکیبهای رایج
- naked eye
- naked truth