پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

native

بومی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بومی
  • محلی
  • اهلی

معنی و کاربرد

  1. بومی

    adjective — صفت
    English meaning

    Belonging to a particular place by birth or origin.

    وابسته به یک سرزمین

    • She is a native speaker of Persian.

      او گویشور بومی فارسی است.

    • These plants are native to Iran.

      این گیاهان بومی ایران هستند.

  2. بومی

    noun — اسم
    English meaning

    A person born in a particular place.

    شخص اهل یک منطقه

    • The natives welcomed the travelers.

      بومیان به مسافران خوش‌آمد گفتند.

    • He is a native of this city.

      او بومی این شهر است.

شکل‌های واژه

plural
natives

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • indigenous
  • local
  • aboriginal

متضادها (انگلیسی)

  • foreign
  • alien

ترکیب‌های رایج

  • native language
  • native speaker
  • native land

یادداشت کاربرد

بومی به چیزی گفته می‌شود که به یک سرزمین تعلق دارد.

واژه‌های مرتبط