پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

natural

طبیعی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • طبیعی
  • فطری
  • ذاتی

معنی و کاربرد

  1. طبیعی

    adjective — صفت
    English meaning

    Existing in or produced by nature; not made or caused by human beings.

    چیزی که در طبیعت هست و ساخت بشر نیست

    • The country is rich in natural resources.

      کشور از منابع طبیعی سرشار است.

    • We prefer natural food.

      ما غذای طبیعی را ترجیح می‌دهیم.

    • The cave is a natural formation.

      آن غار ساختاری طبیعی است.

  2. طبیعی

    adjective — صفت
    English meaning

    Normal, usual, or expected; not surprising or forced.

    رفتار یا وضعیتی عادی و به‌نجار

    • It is natural to feel nervous before a test.

      عصبی بودن پیش از آزمون طبیعی است.

    • She answered in a natural way.

      او به‌طوری طبیعی پاسخ داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • innate
  • inherent
  • normal

متضادها (انگلیسی)

  • artificial
  • unnatural

ترکیب‌های رایج

  • natural resources
  • natural beauty
  • natural instinct

یادداشت کاربرد

طبیعی هم به معنای مربوط به طبیعت و هم به معنای عادی و فطری است.