انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
nature
فطرت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فطرت
- سرشت
- طبیعت درونی
معنی و کاربرد
فطرت
noun — اسمEnglish meaningThe innate or essential character of a person; inherent disposition.
سرشت و خوی درونی و ذاتی انسان
It is against human nature to be cruel.
بیرحمی برخلاف فطرت انسان است.
She has a gentle nature.
او فطرتی مهربان دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- disposition
- character
- temperament
ترکیبهای رایج
- human nature
- by nature
یادداشت کاربرد
فطرت بر خوی درونی و ذاتی انسان دلالت دارد.