انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
near
قریب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قریب
- نزدیک
- نزدیکالوقوع
معنی و کاربرد
قریب
adjective — صفتEnglish meaningLocated a short distance away in space or time; close.
چیزی که فاصلهٔ کمی دارد یا بهزودی رخ میدهد
The nearest station is near our house.
نزدیکترین ایستگاه به خانهٔ ما قریب است.
The time of departure is near.
زمان حرکت نزدیک است.
He is a near relative of mine.
او از بستگان قریب من است.
شکلهای واژه
- comparative
- nearer
- superlative
- nearest
هممعنیها (انگلیسی)
- close
- nearby
- approaching
متضادها (انگلیسی)
- far
- distant
ترکیبهای رایج
- near future
- near relative
- near distance
یادداشت کاربرد
قریب بیشتر در ترکیبهای رسمی مانند «قریبالوقوع» و «قریب به» به کار میرود.