پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

near

قریب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قریب
  • نزدیک
  • نزدیک‌الوقوع

معنی و کاربرد

  1. قریب

    adjective — صفت
    English meaning

    Located a short distance away in space or time; close.

    چیزی که فاصلهٔ کمی دارد یا به‌زودی رخ می‌دهد

    • The nearest station is near our house.

      نزدیک‌ترین ایستگاه به خانهٔ ما قریب است.

    • The time of departure is near.

      زمان حرکت نزدیک است.

    • He is a near relative of mine.

      او از بستگان قریب من است.

شکل‌های واژه

comparative
nearer
superlative
nearest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • close
  • nearby
  • approaching

متضادها (انگلیسی)

  • far
  • distant

ترکیب‌های رایج

  • near future
  • near relative
  • near distance

یادداشت کاربرد

قریب بیشتر در ترکیب‌های رسمی مانند «قریب‌الوقوع» و «قریب به» به کار می‌رود.