انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
necessary
لازم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لازم
- ضروری
- واجب
معنی و کاربرد
لازم
adjective — صفتEnglish meaningRequired to be done or present; essential.
چیزی که وجود یا انجامش ضرورت دارد
Sleep is necessary for good health.
خواب برای سلامت خوب لازم است.
Take an umbrella if necessary.
اگر لازم شد چتر بردار.
It is not necessary to hurry.
عجله کردن لازم نیست.
هممعنیها (انگلیسی)
- essential
- required
- indispensable
متضادها (انگلیسی)
- unnecessary
- optional
ترکیبهای رایج
- if necessary
- necessary condition
- absolutely necessary