پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

necessary

لازم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لازم
  • ضروری
  • واجب

معنی و کاربرد

  1. لازم

    adjective — صفت
    English meaning

    Required to be done or present; essential.

    چیزی که وجود یا انجامش ضرورت دارد

    • Sleep is necessary for good health.

      خواب برای سلامت خوب لازم است.

    • Take an umbrella if necessary.

      اگر لازم شد چتر بردار.

    • It is not necessary to hurry.

      عجله کردن لازم نیست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • essential
  • required
  • indispensable

متضادها (انگلیسی)

  • unnecessary
  • optional

ترکیب‌های رایج

  • if necessary
  • necessary condition
  • absolutely necessary

واژه‌های مرتبط