انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
necessary
بایسته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بایسته
- لازم
- ضروری
- واجب
معنی و کاربرد
بایسته
adjective — صفتEnglish meaningRequired to be done or present; essential.
در امور لازم و ضروری
It is necessary to inform the police.
اطلاع دادن به پلیس بایسته است.
Take only the necessary items.
فقط وسایل ضروری را بردار.
بایسته
adjective — صفتEnglish meaningProper and fitting; appropriate.
در معنای شایسته و مناسب
It is necessary to respect the elders.
احترام به بزرگان بایسته است.
He did what was necessary.
او آنچه لازم بود انجام داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- essential
- required
- requisite
متضادها (انگلیسی)
- unnecessary
- optional
ترکیبهای رایج
- if necessary
- necessary steps
یادداشت کاربرد
بایسته واژهای کتابی و هممعنای لازم و شایسته است.