انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
necessary
ضروری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ضروری
- لازم
- الزامی
معنی و کاربرد
ضروری
adjective — صفتEnglish meaningNeeded or required; essential for a purpose.
چیزی که انجامش لازم است
It is necessary to book in advance.
رزرو از قبل ضروری است.
Take only what is necessary.
فقط چیزهای ضروری را بردار.
هممعنیها (انگلیسی)
- essential
- required
- vital
متضادها (انگلیسی)
- unnecessary
- optional
ترکیبهای رایج
- absolutely necessary
- if necessary
واژههای مرتبط
- essential
- required