پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

needlessly

بی‌خودی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌خودی
  • بی‌دلیل

معنی و کاربرد

  1. بی‌خودی

    adverb — قید
    English meaning

    For no good reason; without cause.

    بدون دلیل و سبب

    • He was needlessly rude.

      او بی‌خودی گستاخ بود.

    • You worry needlessly.

      بی‌خودی نگران می‌شوی.

  2. بی‌خودی

    noun — اسم
    English meaning

    Fainting; loss of consciousness.

    غش کردن و از حال رفتن

    • She fell down in a faint.

      او بی‌خودی کرد و افتاد.

    • The heat caused a fainting spell.

      گرما موجب بی‌خودی شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gratuitously
  • pointlessly

متضادها (انگلیسی)

  • justifiably

ترکیب‌های رایج

  • needlessly cruel

واژه‌های مرتبط

  • needless