پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

needy

مستمند به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مستمند
  • تنگ‌دست
  • نیازمند

معنی و کاربرد

  1. مستمند

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking the money or means to live comfortably; very poor.

    کسی که در تنگدستی و نیاز است

    • The charity helps needy families in the city.

      این خیریه به خانواده‌های مستمند شهر کمک می‌کند.

    • He gave his coat to a needy man.

      او پالتویش را به مردی مستمند داد.

شکل‌های واژه

comparative
needier
superlative
neediest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • poor
  • impoverished
  • destitute

متضادها (انگلیسی)

  • wealthy
  • affluent

ترکیب‌های رایج

  • needy families
  • help the needy

یادداشت کاربرد

مستمند به شدت نیازمند و تنگ‌دست اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط