انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
needy
مستمند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مستمند
- تنگدست
- نیازمند
معنی و کاربرد
مستمند
adjective — صفتEnglish meaningLacking the money or means to live comfortably; very poor.
کسی که در تنگدستی و نیاز است
The charity helps needy families in the city.
این خیریه به خانوادههای مستمند شهر کمک میکند.
He gave his coat to a needy man.
او پالتویش را به مردی مستمند داد.
شکلهای واژه
- comparative
- needier
- superlative
- neediest
هممعنیها (انگلیسی)
- poor
- impoverished
- destitute
متضادها (انگلیسی)
- wealthy
- affluent
ترکیبهای رایج
- needy families
- help the needy
یادداشت کاربرد
مستمند به شدت نیازمند و تنگدست اشاره دارد.