پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

neighbor

همسایه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • همسایه
  • جار
  • همجوار

معنی و کاربرد

  1. همسایه

    noun — اسم
    English meaning

    A person living next door or nearby.

    کسی که در همسایگی زندگی می‌کند

    • My neighbor helped me move.

      همسایه‌ام در اسباب‌کشی کمکم کرد.

    • She is a kind neighbor.

      او همسایه مهربانی است.

شکل‌های واژه

plural
neighbors
British
neighbour

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • neighbour
  • resident

متضادها (انگلیسی)

  • stranger

ترکیب‌های رایج

  • next-door neighbor
  • good neighbor
  • neighboring country

یادداشت کاربرد

«جار» در متون کهن به معنای همسایه است.

واژه‌های مرتبط