انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
neighbor
همسایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همسایه
- جار
- همجوار
معنی و کاربرد
همسایه
noun — اسمEnglish meaningA person living next door or nearby.
کسی که در همسایگی زندگی میکند
My neighbor helped me move.
همسایهام در اسبابکشی کمکم کرد.
She is a kind neighbor.
او همسایه مهربانی است.
شکلهای واژه
- plural
- neighbors
- British
- neighbour
هممعنیها (انگلیسی)
- neighbour
- resident
متضادها (انگلیسی)
- stranger
ترکیبهای رایج
- next-door neighbor
- good neighbor
- neighboring country
یادداشت کاربرد
«جار» در متون کهن به معنای همسایه است.