پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

nervous

عصبی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عصبی
  • مضطرب
  • پریشان

معنی و کاربرد

  1. عصبی

    adjective — صفت
    English meaning

    Easily agitated or alarmed; anxious and tense.

    اضطراب و تنش

    • She felt nervous before the interview.

      او پیش از مصاحبه عصبی بود.

    • Don't be nervous; you will do fine.

      عصبی نباش؛ خوب عمل خواهی کرد.

    • He gets nervous in crowds.

      او در جمعیت عصبی می‌شود.

  2. عصبی (وابسته به عصب)

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to the nerves.

    پزشکی

    • He suffered from a nervous disorder.

      او از یک اختلال عصبی رنج می‌برد.

    • The nervous system controls the body.

      دستگاه عصبی بدن را کنترل می‌کند.

شکل‌های واژه

adverb
nervously

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • anxious
  • tense
  • uneasy

متضادها (انگلیسی)

  • calm
  • relaxed

ترکیب‌های رایج

  • nervous about
  • nervous system
  • get nervous

یادداشت کاربرد

در فارسی محاوره‌ای «عصبی» به معنای عصبانی نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط