انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
newborn
نوزاد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نوزاد
- تازهمتولد
- نوباوه
معنی و کاربرد
نوزاد
noun — اسمEnglish meaningA baby that has just been born.
پزشکی
The newborn slept peacefully.
نوزاد آرام خوابید.
She cradled the newborn.
او نوزاد را در آغوش گرفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- infant
- baby
ترکیبهای رایج
- newborn baby
واژههای مرتبط
- baby