انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
newly-blossomed
نوشکفته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نوشکفته
- نوکفته
- تازهشکفته
معنی و کاربرد
نوشکفته
adjective — صفتEnglish meaningHaving just bloomed or blossomed; fresh and newly opened.
گل تازهشکفته
The newly-blossomed rose smelled sweet.
گل نوشکفته بوی خوش داشت.
The garden was full of newly-blossomed flowers.
باغ پر از گلهای نوشکفته بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- newly-bloomed
- fresh
متضادها (انگلیسی)
- withered
یادداشت کاربرد
نوشکفته به گل تازهشکفته گفته میشود.