انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
normal
بهنجار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بهنجار
- طبیعی
- معمولی
معنی و کاربرد
بهنجار
adjective — صفتEnglish meaningConforming to a standard; usual, typical, or expected.
عمومی و روانشناسی
His behaviour is quite normal.
رفتار او کاملا بهنجار است.
The machine is back to normal.
دستگاه به حالت طبیعی بازگشته است.
هممعنیها (انگلیسی)
- usual
- standard
- regular
متضادها (انگلیسی)
- abnormal
- unusual
ترکیبهای رایج
- normal condition
- perfectly normal
یادداشت کاربرد
در روانشناسی بهنجار معادل normal است.
واژههای مرتبط
- norm
- normality