پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

nosy

فضول به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فضول
  • کنجکاو
  • دخالت‌کن

معنی و کاربرد

  1. فضول

    adjective — صفت
    English meaning

    Too interested in other people's private affairs; prying.

    سرکش و دخالت‌کننده در کار دیگران

    • The nosy neighbor asked too many questions.

      همسایه‌ی فضول پرسش‌های بسیاری کرد.

    • Don't be nosy about my affairs.

      درباره‌ی کارهای من فضول نباش.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prying
  • inquisitive
  • meddlesome

متضادها (انگلیسی)

  • discreet
  • indifferent

واژه‌های مرتبط

  • meddlesome