انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
notoriety
بدنامی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدنامی
- رسوایی
- ننگ
معنی و کاربرد
بدنامی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being famous for something bad; infamy.
در اشاره به شهرت منفی و رسوایی
The scandal brought him notoriety.
این رسوایی برای او بدنامی به بار آورد.
She gained notoriety for her sharp criticism.
او به دلیل انتقاد تندش بدنام شد.
His notoriety spread across the country.
بدنامی او در سراسر کشور پیچید.
شکلهای واژه
- adjective
- notorious
هممعنیها (انگلیسی)
- infamy
- disrepute
- ill repute
متضادها (انگلیسی)
- honor
- repute
ترکیبهای رایج
- gain notoriety
- achieve notoriety