انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
notorious
بدنام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدنام
- رسوا
- شناختهشده به بدی
معنی و کاربرد
بدنام
adjective — صفتEnglish meaningFamous or well known for something bad.
شناختهشده به دلیل بدی
He is a notorious liar.
او دروغگوی بدنامی است.
The city is notorious for its traffic.
این شهر به خاطر ترافیکش بدنام است.
هممعنیها (انگلیسی)
- infamous
- disreputable
متضادها (انگلیسی)
- reputable
- respected
ترکیبهای رایج
- notorious for
- a notorious criminal
یادداشت کاربرد
بدنام برای کسی یا چیزی است که به دلیل بدی شهرت دارد.
واژههای مرتبط
- infamous