انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
numb
بی حس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بی حس
- کرخت
- بی احساس
معنی و کاربرد
بی حس
adjective — صفتEnglish meaningDeprived of the power to feel or move normally.
از دست دادن حس
My fingers are numb from the cold.
انگشتانم از سرما بی حس شده است.
He was numb with shock.
او از شوک بی حس شده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- insensible
- deadened
متضادها (انگلیسی)
- sensitive
ترکیبهای رایج
- numb with cold