انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
nutrition
تغذیه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تغذیه
- خورد و خوراک
- غذارسانی
معنی و کاربرد
تغذیه
noun — اسمEnglish meaningThe process of providing or obtaining food for health and growth.
سلامت
Good nutrition is essential for children.
تغذیه خوب برای کودکان ضروری است.
The plant gets nutrition from the soil.
گیاه تغذیهاش را از خاک میگیرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- nourishment
- feeding
- sustenance
متضادها (انگلیسی)
- malnutrition
ترکیبهای رایج
- proper nutrition
- nutrition facts
یادداشت کاربرد
تغذیه هم به خوردن و هم به رساندن غذا اشاره دارد.