انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
obedience
فرمانبری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرمانبری
- اطاعت
- فرمانبرداری
معنی و کاربرد
فرمانبری
noun — اسمEnglish meaningCompliance with the commands of another.
اطاعت
Obedience to the law is required.
فرمانبری از قانون لازم است.
He demanded complete obedience.
او فرمانبری کامل میخواست.
هممعنیها (انگلیسی)
- compliance
- submission
- dutifulness
متضادها (انگلیسی)
- disobedience
- rebellion
ترکیبهای رایج
- blind obedience
یادداشت کاربرد
فرمانبری نقطه مقابل سرکشی است.