پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

obedience

فرمانبری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرمانبری
  • اطاعت
  • فرمانبرداری

معنی و کاربرد

  1. فرمانبری

    noun — اسم
    English meaning

    Compliance with the commands of another.

    اطاعت

    • Obedience to the law is required.

      فرمانبری از قانون لازم است.

    • He demanded complete obedience.

      او فرمانبری کامل می‌خواست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • compliance
  • submission
  • dutifulness

متضادها (انگلیسی)

  • disobedience
  • rebellion

ترکیب‌های رایج

  • blind obedience

یادداشت کاربرد

فرمانبری نقطه مقابل سرکشی است.

واژه‌های مرتبط