انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
obedience
فرمانبرداری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرمانبرداری
- اطاعت
معنی و کاربرد
فرمانبرداری
noun — اسمEnglish meaningThe act of dutifully carrying out orders or commands.
اطاعت از دستور
Obedience to the law is expected of everyone.
فرمانبرداری از قانون از همه انتظار میرود.
His obedience to his parents was absolute.
فرمانبرداری او از پدر و مادرش مطلق بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- compliance
- submission
متضادها (انگلیسی)
- disobedience
- rebellion
ترکیبهای رایج
- blind obedience
- obedience to
- strict obedience