پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

obliged

ملزم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ملزم
  • موظف
  • مجبور

معنی و کاربرد

  1. ملزم

    adjective — صفت
    English meaning

    Required or bound to do something by law, duty, or circumstances.

    موظف به انجام کاری

    • You are obliged to report the change.

      شما ملزم به گزارش این تغییر هستید.

    • He felt obliged to help his friend.

      او خود را موظف به کمک به دوستش میدانست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • required
  • compelled
  • bound

متضادها (انگلیسی)

  • optional
  • voluntary

ترکیب‌های رایج

  • obliged to

واژه‌های مرتبط