پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

obliterated

محو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محو
  • نابود
  • از میان رفته

معنی و کاربرد

  1. محو

    adjective — صفت
    English meaning

    Completely destroyed or wiped out; erased from existence.

    کاملا نابود یا پاک‌شده

    • The village was obliterated by the flood.

      روستا با سیل محو شد.

    • His name was obliterated from the records.

      نام او از پرونده‌ها محو شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • destroyed
  • erased
  • annihilated

متضادها (انگلیسی)

  • preserved
  • restored

ترکیب‌های رایج

  • completely obliterated
  • obliterated from memory

یادداشت کاربرد

محو به معنای از میان رفتن و ناپدید شدن نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • obliterate
  • erase