انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
observance
رعایت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رعایت
- مراعات
- پیروی
معنی و کاربرد
رعایت
noun — اسمEnglish meaningThe practice of obeying a rule, law, or custom; careful attention.
دربارهٔ پیروی از قانون یا حق دیگران
Observance of traffic rules saves lives.
رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی جانها را نجات میدهد.
The ceremony requires strict observance.
این مراسم رعایت دقیق را میطلبد.
Observance of the contract is essential.
رعایت قرارداد ضروری است.
هممعنیها (انگلیسی)
- compliance
- adherence
- respect
- fulfillment
متضادها (انگلیسی)
- violation
- neglect
ترکیبهای رایج
- observance of rules
- strict observance
یادداشت کاربرد
رعایت یعنی مراعات کردن و پیروی از قانون یا حق دیگران.