پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

obstacle

مانع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مانع
  • سد
  • بازدارنده

معنی و کاربرد

  1. مانع

    noun — اسم
    English meaning

    Something that blocks progress or makes it difficult to do something.

    چیزی که جلو کار را می‌گیرد

    • Lack of money is a big obstacle.

      کمبود پول مانع بزرگی است.

    • They overcame every obstacle.

      آن‌ها بر هر مانعی غلبه کردند.

  2. سد

    noun — اسم
    English meaning

    A physical barrier that stops movement.

    سد راه

    • A fallen tree was an obstacle in the road.

      درختی افتاده مانعی در جاده بود.

    • The fence became an obstacle for the runners.

      حصار مانعی برای دوندگان شد.

شکل‌های واژه

plural
obstacles

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • barrier
  • hindrance
  • impediment

متضادها (انگلیسی)

  • aid

ترکیب‌های رایج

  • overcome an obstacle
  • major obstacle
  • obstacle course

واژه‌های مرتبط