انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
obvious
بدیهی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدیهی
- روشن
- آشکار
معنی و کاربرد
بدیهی
adjective — صفتEnglish meaningEasily perceived or understood; self-evident.
درباره امر واضح
It is obvious that he is right.
بدیهی است که حق با اوست.
She stated the obvious.
او نکتهای بدیهی را گفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- evident
- self-evident
متضادها (انگلیسی)
- obscure
ترکیبهای رایج
- self-evident truth