پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

obvious

بدیهی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدیهی
  • روشن
  • آشکار

معنی و کاربرد

  1. بدیهی

    adjective — صفت
    English meaning

    Easily perceived or understood; self-evident.

    درباره امر واضح

    • It is obvious that he is right.

      بدیهی است که حق با اوست.

    • She stated the obvious.

      او نکته‌ای بدیهی را گفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • evident
  • self-evident

متضادها (انگلیسی)

  • obscure

ترکیب‌های رایج

  • self-evident truth

واژه‌های مرتبط