انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
official
رسمی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رسمی
- اداری
- رسمیورسمی
معنی و کاربرد
رسمی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to an authority or public body; approved by authority.
وابسته به مقامات
This is an official document.
این سند رسمی است.
He made an official visit.
او دیداری رسمی انجام داد.
رسمی
noun — اسمEnglish meaningA person holding public office.
مقام رسمی
Officials denied the report.
مقامات رسمی گزارش را رد کردند.
شکلهای واژه
- plural
- officials
هممعنیها (انگلیسی)
- formal
- authorized
- legal
متضادها (انگلیسی)
- unofficial
- informal
ترکیبهای رایج
- official statement
- official language
- government official
یادداشت کاربرد
رسمی یعنی مربوط به مقامات و ادارات.