انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
offspring
فرزند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرزند
- اولاد
- فرزندان
معنی و کاربرد
فرزند
noun — اسمEnglish meaningA person's child or the young of an animal.
فرزند انسان یا جانور
They raised three offspring.
آنها سه فرزند بزرگ کردند.
The bird feeds its offspring.
پرنده به فرزندش غذا میدهد.
Parents want the best for their offspring.
والدین بهترینها را برای فرزندانشان میخواهند.
شکلهای واژه
- plural
- offspring
هممعنیها (انگلیسی)
- child
- descendant
- young
متضادها (انگلیسی)
- parent
- ancestor
ترکیبهای رایج
- raise offspring
- only offspring
- care for offspring
یادداشت کاربرد
فرزند میتواند به فرزند انسان یا جانور اشاره کند.
واژههای مرتبط
- child
- descendant