انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
offspring
نتاج به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نتاج
- نسل
- فرزندان
معنی و کاربرد
نتاج
noun — اسمEnglish meaningThe children or young of a person or animal; progeny.
خانواده و زیست
They raised their offspring with care.
نتاج خود را با دقت پرورش دادند.
The animal protects its offspring.
حیوان از نتاج خود محافظت میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- progeny
- descendants
متضادها (انگلیسی)
- ancestors
واژههای مرتبط
- descendant
- progeny