انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
old age
سالخوردگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سالخوردگی
- پیری
معنی و کاربرد
سالخوردگی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being old; the later part of life.
دورهٔ پیری
Old age brings both wisdom and frailty.
سالخوردگی هم خرد به همراه دارد و هم ناتوانی.
She spent her old age in the countryside.
او سالخوردگی خود را در روستا گذراند.
هممعنیها (انگلیسی)
- senility
- elderliness
متضادها (انگلیسی)
- youth
ترکیبهای رایج
- old age pension
- reach old age
واژههای مرتبط
- aging