پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

old age

سالخوردگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سالخوردگی
  • پیری

معنی و کاربرد

  1. سالخوردگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being old; the later part of life.

    دورهٔ پیری

    • Old age brings both wisdom and frailty.

      سالخوردگی هم خرد به همراه دارد و هم ناتوانی.

    • She spent her old age in the countryside.

      او سالخوردگی خود را در روستا گذراند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • senility
  • elderliness

متضادها (انگلیسی)

  • youth

ترکیب‌های رایج

  • old age pension
  • reach old age

واژه‌های مرتبط

  • aging