انگلیسیبه فارسیadverb — قید
opposite
روبرو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- روبرو
- رودررو
- در برابر
معنی و کاربرد
روبرو
adverb — قیدEnglish meaningFacing or across from someone or something; in a position directly opposite.
در برابر و روبه روی چیزی
He sat opposite me.
او روبروی من نشست.
The shop is opposite the bank.
فروشگاه روبروی بانک است.
They stood face to face.
آنها رودررو ایستادند.
روبرو
adjective — صفتEnglish meaningConfronted with or facing a situation.
مواجه شدن با وضعیتی
We are faced with a difficult problem.
ما با مشکلی دشوار روبرو هستیم.
He was confronted with the truth.
او با حقیقت روبرو شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- facing
- across
- confronted
متضادها (انگلیسی)
- behind
- beside
ترکیبهای رایج
- opposite to
- sit opposite
- face to face
یادداشت کاربرد
روبرو هم به معنای مکان روبه رو و هم به معنای مواجه شدن است.
واژههای مرتبط
- facing
- confront