پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

opposite

روبرو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روبرو
  • رودررو
  • در برابر

معنی و کاربرد

  1. روبرو

    adverb — قید
    English meaning

    Facing or across from someone or something; in a position directly opposite.

    در برابر و روبه روی چیزی

    • He sat opposite me.

      او روبروی من نشست.

    • The shop is opposite the bank.

      فروشگاه روبروی بانک است.

    • They stood face to face.

      آنها رودررو ایستادند.

  2. روبرو

    adjective — صفت
    English meaning

    Confronted with or facing a situation.

    مواجه شدن با وضعیتی

    • We are faced with a difficult problem.

      ما با مشکلی دشوار روبرو هستیم.

    • He was confronted with the truth.

      او با حقیقت روبرو شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • facing
  • across
  • confronted

متضادها (انگلیسی)

  • behind
  • beside

ترکیب‌های رایج

  • opposite to
  • sit opposite
  • face to face

یادداشت کاربرد

روبرو هم به معنای مکان روبه رو و هم به معنای مواجه شدن است.

واژه‌های مرتبط