پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

opposite

روبروی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روبروی
  • روبه‌روی

معنی و کاربرد

  1. روبروی

    adjective — صفت
    English meaning

    Facing or situated across from something.

    در سمت مقابل

    • The bank is opposite the park.

      بانک روبروی پارک است.

    • He sat opposite me.

      او روبروی من نشست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • facing
  • across from

متضادها (انگلیسی)

  • behind

ترکیب‌های رایج

  • opposite side
  • directly opposite

واژه‌های مرتبط