پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

opposite

روبه‌رو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روبه‌رو
  • مقابل
  • روبرو

معنی و کاربرد

  1. روبه‌رو

    adjective — صفت
    English meaning

    Facing or positioned across from someone or something.

    در سمت مقابل و روبه‌روی چیزی

    • The bank is opposite the mosque.

      بانک روبه‌روی مسجد است.

    • We sat opposite each other.

      ما روبه‌روی هم نشستیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • facing
  • across from

ترکیب‌های رایج

  • opposite direction

واژه‌های مرتبط

  • oppose