انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
opposite
روبهرو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- روبهرو
- مقابل
- روبرو
معنی و کاربرد
روبهرو
adjective — صفتEnglish meaningFacing or positioned across from someone or something.
در سمت مقابل و روبهروی چیزی
The bank is opposite the mosque.
بانک روبهروی مسجد است.
We sat opposite each other.
ما روبهروی هم نشستیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- facing
- across from
ترکیبهای رایج
- opposite direction
واژههای مرتبط
- oppose