پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

orbit

مدار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مدار
  • مسیر گردش

معنی و کاربرد

  1. مدار

    noun — اسم
    English meaning

    The curved path of a celestial object or spacecraft around a star, planet, or moon.

    مسیر گردش جسم آسمانی

    • The satellite is in a low orbit.

      ماهواره در مداری پایین قرار دارد.

    • Earth completes one orbit around the Sun each year.

      زمین هر سال یک بار به دور خورشید مدار می‌پیماید.

شکل‌های واژه

plural
orbits

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • path
  • trajectory

ترکیب‌های رایج

  • in orbit
  • orbit the Earth

یادداشت کاربرد

«مداراست» یعنی «مدار است».

واژه‌های مرتبط