انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
order
سروسامان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سروسامان
- نظم
- ترتیب
معنی و کاربرد
سروسامان
noun — اسمEnglish meaningA state of being arranged or organized properly.
نظم و ترتیب
She put her affairs in order.
او به کارهایش سروسامان داد.
The room needs some order.
اتاق به سروسامان نیاز دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- arrangement
- organization
متضادها (انگلیسی)
- disorder
واژههای مرتبط
- سامان