پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

order

سروسامان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سروسامان
  • نظم
  • ترتیب

معنی و کاربرد

  1. سروسامان

    noun — اسم
    English meaning

    A state of being arranged or organized properly.

    نظم و ترتیب

    • She put her affairs in order.

      او به کارهایش سروسامان داد.

    • The room needs some order.

      اتاق به سروسامان نیاز دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • arrangement
  • organization

متضادها (انگلیسی)

  • disorder

واژه‌های مرتبط

  • سامان