انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
organized
سازمانیافته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سازمانیافته
- منظم
- تشکیلیافته
معنی و کاربرد
سازمانیافته
adjective — صفتEnglish meaningArranged or structured in an orderly way; having a formal structure.
وصف چیزی که نظم و ساختار دارد
They formed an organized group.
آنها گروهی سازمانیافته تشکیل دادند.
Her desk is always well organized.
میز او همیشه منظم و سازمانیافته است.
هممعنیها (انگلیسی)
- structured
- orderly
- systematic
متضادها (انگلیسی)
- disorganized
- chaotic
ترکیبهای رایج
- well organized
- organized crime