پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

outside

خارج به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خارج
  • بیرون
  • بیرونی

معنی و کاربرد

  1. خارج

    noun — اسم
    English meaning

    The external side or surface; the area beyond something.

    دربارهٔ بیرون و آن‌سو

    • The outside of the house needs paint.

      خارج خانه به رنگ نیاز دارد.

    • He waited outside the door.

      او بیرون در منتظر ماند.

    • The outside of the car was dirty.

      خارج ماشین کثیف بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • exterior
  • outdoors
  • beyond

متضادها (انگلیسی)

  • inside
  • interior

ترکیب‌های رایج

  • outside the box
  • from outside

یادداشت کاربرد

خارج یعنی بیرون و آن‌سو، در برابر داخل.

واژه‌های مرتبط

  • exterior
  • outdoors