پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

outside

بیرون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بیرون
  • خارج
  • بیرون از

معنی و کاربرد

  1. بیرون

    adverb — قید
    English meaning

    In or to a place that is not inside a building or room.

    در جایی خارج از ساختمان

    • The children are playing outside.

      بچه‌ها بیرون بازی می‌کنند.

    • Let's eat outside today.

      بیایید امروز بیرون غذا بخوریم.

  2. بیرون

    noun — اسم
    English meaning

    The external side or surface of something.

    سطح یا بخش خارجی چیزی

    • The outside of the house needs paint.

      بیرون خانه به رنگ نیاز دارد.

    • He waited on the outside of the gate.

      او بیرون در منتظر ماند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • outdoors
  • exterior
  • out

متضادها (انگلیسی)

  • inside
  • indoors

ترکیب‌های رایج

  • go outside
  • outside the box
  • from the outside

واژه‌های مرتبط

  • outdoors
  • exterior