انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
painless
بیدرد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیدرد
- بدون درد
معنی و کاربرد
بیدرد
adjective — صفتEnglish meaningCausing no pain; free from pain.
بدون درد و رنج
The injection was painless.
تزریق بیدرد بود.
Recovery was quick and painless.
بهبود سریع و بیدرد بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- pain-free
متضادها (انگلیسی)
- painful